ای جان
ای جانم که با این قمقمه روزگاری داری و هر وقت تشنه میشی خودت میری برش میداری و آب نوش جان می کنی، حتی نصف شبها هم به دادم میرسه این قمقمه...

ای جانم که اینطور معصومانه میخوابی و دل مامان و میبری...

ای جانم که داری واسه ی خودت کتاب میخونی...


ای جانم که دل مامان و نمیشکونی و وقتی میگم لبهاتو اینطوری کن غنچه می کنی...

ای جانم که با هر چی ژست که مامان بهت میده باهاش همکاری می کنی...

ای جانم که دختر می شدی چی می شدی...!!!

ای جانم که با حالیکه تب داشتی چه عکسهایی ازت انداختم، الان هم که این پست و میذارم با زور پاشویه تبت و پایین آوردیم، ایشاالله فردا اثری از این تب یه شبانه روزه نباشه...




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ای جان
